السلمي

472

مجموعة آثار السلمي

از مقامات ديگر توكل وفقر ورضا شناسانده شده است . توكل نتيجهء تحقق ايمان درست است وآن اعتماد بر خداوند وتصديق وعد اوست وآرامش درون ويكسانى حال به هنگام وجود وعدم . فقر استغناست از ما سوى الله ومسبّب را ديدن واز سببها ديده پوشيدن . واز مقام فقر صبر ورضا زايد . رضا شادى دلست بر تلخى قضا وسكون قلب است بر گردش قدر ، كه در آن حال شادى وغم بر أو يكسان است . واما از أحوال ، در باب محبت ( ف 26 ) در تعريفى موجز مىگويد : محبت فروريختن تمييز وتشخيص است ومحب فانى الصفاتى است لب از حكايت وشكايت فرو بسته . عشق به گفتهء سلمى شاخه‌اى است از محبت ومرتبه‌اى فروتر از آن . زيرا در عشق هنوز تمييز باقي است كه در حديث است كه « هر كه با عشق عفاف ورزد وعشق را پنهان دارد وبميرد ، شهيد مرده است » . پس در عشق هنوز تمييز وهوشيارى هست ومحلى براي عفاف وكتمان . ولى محب به حكم آن حديث مشهور كه « حبك الشئ يعمى ويصم » كور وكرى است هوش وتمييز از كف داده . سلمى به مناسبت همين خصوصيت محبت وجه اشتقاقى عاميانه نيز براي آن ذكر مىكند ومىگويد محبت را از آن رو محبت خوانند كه رسوم وآداب را محو كند . البتة اين سخن از سلمى نيست واز عمرو بن عثمان مكي نقل شده است [ 19 ] . گفتيم كه غير از مقامات وأحوال ، برخى از اصطلاحات ديگر صوفيه نيز در اين رساله تعريف شده است كه از آن جمله است فراست . وآن نوري است از سوى خداوند در دل بنده كه بدان مغيبات را مىبيند . واين براي مؤمنان حاصل شود . وچون فراست به نور الهى است نه از استدلال آدمي ، در آن خطا جايز نيست . واگر خطايى رود ظن وگمان است نه فراست . فراست سه مرتبه ومرحله دارد : يكى در مشاهده است كه مرتبهء فرودين فراست است ، وديگر اخبار از غيب است وسوم كه عالىترين مرتبه است حكم بر غيب است كه اين در أمت اسلام فقط خاص أبو بكر صديق بوده است رضي الله عنه . مؤمنان اگرچه أهل فراستند ولى أبو حفص نيشابورى مىگويد بايد خود را از فراست باز دارند ودر مردم تفرّس نكنند . از ديگر ألفاظ شرح شده در اين رساله « زيارة » است . زيارة وشفاعت جستن أساسا از اصطلاحات خاص صوفيان نيست . از مباحث كلامي است كه مىدانيم آراء متكلمان مذاهب در آن متفاوتست . ولى صوفيان ، از هر مذهب كلامي وفقهى كه بوده‌اند از آغاز به زيارة وشفاعت وتوسل اعتقاد جازم داشته‌اند . سلمى در اينجا نه فقط زيارة قبر رسول ( صلعم ) وشفاعت جستن از أو را براي رفع حوائج بيان كرده وبدين وسيله عقيدهء صوفيه را در باب اين

--> ( 19 ) . تهذيب الاسرار ، ورق 21 ب .